شلاق زدن ایران سیاست سیاسی همکاری عربستان

شلاق زدن: ایران سیاست سیاسی همکاری عربستان عربستان سعودی وزیر امور خارجه شورای همکاری خلیج فارس

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی تندروها مي‌خواهند دولت بي‌اعتبار شود / صادق زیباکلام

بخشی از تحلیلگران سیاسی براین نظر اتفاق دارند که تندروهای اصولگرا و دلواپسان ذره ای از کارشکنی در راه دولت کوتاه نیامده اند. بعضی دیگر اعتقاد دارند که سهم دولت

تندروها مي‌خواهند دولت بي‌اعتبار شود / صادق زیباکلام

صادق زیباکلام : تندروها مي خواهند دولت بي اعتبار شود

عبارات مهم : اعتبار

بخشی از تحلیلگران سیاسی براین نظر اتفاق دارند که تندروهای اصولگرا و دلواپسان ذره ای از کارشکنی در راه دولت کوتاه نیامده اند. بعضی دیگر اعتقاد دارند که سهم دولت در کم کردن عملکردی قابل توجه بوده و می توانسته در موارد متعددی بر ایده ها و برنامه های خود پافشاری کند. این گروه می گویند دولت در برابر تندروها و جهت به دست آوردن رضایت آنها گام به گام عقب نشسته هست. این حرف درست باشد یا نباشد، نشان دهنده قدرت تاثیرگذاری تندروها در ساحت سیاسی کشور عزیزمان ایران هست. تندروها، با این فکر که می توانند با ناکارآمد نشان دادن دولت شکست های متعدد و پی درپی خود را در انتخابات اخیر جبران کنند، خیلی هم از ضعیف شدن صندوق رای وزارت کشور ناراضی نیستند.

دکتر صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و اصلاح طلب آشنا شده است در این مورد اعتقاد دارد: «جریان تندرو آینده را از آن خودش می بیند. جریان تندرو می داند که با همین زاویه و شیب اگر جلو برویم، کسر قابل توجهی از مردم نه تنها در انتخابات 1400 شرکت نخواهند کرد بلکه سال آینده در انتخابات مجلس شورای اسلامی هم خیلی از کسانی که طرفدار جریان تندرو نیستند، در انتخابات شرکت نخواهند کرد». در ادامه گفت وگوی «آرمان» با دکتر زیباکلام را می خوانید.

تندروها مي‌خواهند دولت بي‌اعتبار شود / صادق زیباکلام

ظرف قریب به یکسالی که از تشکیل دولت دوم آقای روحانی می گذرد، از جهت میزان اعتبار اجتماعی و محدودیت تغییراتی به وجود آمده. نخستین پرسش ما این است که آیا شما این برداشت را قبول دارید؟

من این را قبول دارم. من اعتقاد دارم که ظرف کمتر از یکسال گذشته چون دولت شهریورماه بود که دولت تشکیل شد ولی واقع مطلب این است که دولت آقای روحانی ظرف 10 ماه گذشته به شدت اعتبار و احترامش را از دست داده. البته دوست ندارم که لغت «محبوبیت» را به کار ببرم. لغت اعتبار را از نظر سیاسی و اجتماعی درست تر می دانم که در مورد ایشان به کار ببریم. بله، ایشان اعتبارشان را به شکل باورنکردنی ای از دست دادند.

بخشی از تحلیلگران سیاسی براین نظر اتفاق دارند که تندروهای اصولگرا و دلواپسان ذره ای از کارشکنی در راه دولت کوتاه نیامده اند. بعضی دیگر اعتقاد دارند که سهم دولت

من هر کجا که می روم با این انتقاد مواجه می شوم در صحبت هایی که در دانشگاه و غیره انجام می دهم با این انتقاد مواجه می شوم که مردم به خصوص جوانان، دانشجویان ابراز پشیمانی می کنند از اینکه در انتخابات شرکت کردند و به روحانی رای دادند و به من هم حمله، گله و انتقاد می کنند که خب، شما و افراد دیگری مثل شما در طیف اصلاح طلب، باعث شدید که خیلی ها به اعتبار شما به روحانی آمدند و رای دادند. یک جوری بنده را به خاطر اینکه این کار را کردم، گناهکار می دانند. حتی خیلی ها به من حمله می کنند و می گویند دست شما و دست آقای روحانی و یک جورهایی دست مجموعه نظام در یک کاسه بود و شما بازارگرمی کردید که مردم بیایند و در انتخابات شرکت کنند. یعنی وضعیتی که دولت آقای روحانی در چهار سال اول داشت، به رغم همه پرسشها و مسائلی که ایشان با آن روبه رو بود، ولی اینطوری نبود که اینقدر اعتبارش را از دست بدهد.

یعنی من می خواهم بگویم که بخشی از آن 24 میلیون رایی که آقای روحانی آورد، مال خود ایشان بود نه به واسطه دکتر حسن روحانی بلکه به واسطه مجموعه عملکرد دولت اول ایشان، دولت یازدهم که تا حدود زیادی اگر نگوییم که با اقبال رای دهندگان مواجه شده است بود ولی به هر حال باعث اعتباری جهت ایشان شده است بود. یا حداقل بخش عمده ای از آن اعتبار 24 خرداد 92 را ایشان حفظ کرده بود. ولی در دولت دوم به سرعت حیرت انگیزی می توان گفت که از مهرماه سال گذشته به این سو، واقعا در نیمه دوم سال 96، از مهر تا اسفند 96 اگر شما منحنی را ترسیم کنید -نمی خواهم لغت محبوبیت را به کار ببرم- ولی اعتبار ایشان دارد به شدت سقوط می کند و یک منحنی دیگری اگر ترسیم کنیم که اسمش را منحنی پشیمانی گذاشته ام، این منحنی دارد به سرعت رو به افزایش و اوج حرکت می کند. یعنی روزبه روز بر تعداد کسانی که ابراز و احساس پشیمانی می کنند از اینکه به ایشان رای دادند، زیاد و زیاد می شود.

بگذارید اینطوری پرسش کنیم که آیا شما اعتقاد نیستید که یک تعمد و قصد و غرضی در کار است یا یک سناریو یا برنامه ریزی در کار است که دولت ایشان را عملا ناکارآمد و حالا این اصطلاحی که باب شده است فشل نشان دهند. یعنی به مردم نشان دهند که ایشان هیچ کاری نمی تواند بکند. هیچ توانمندی ای ندارد و عملا به مردم نشان بدهند که دولت آقای روحانی عملا و در حقیقت هیچ کاره هست. آیا شما این را قبول ندارید؟

من این را قبول دارم که ایشان دشمن های خیلی جدی و مهمی دارند. من این را قبول دارم که به خصوص جریان اصولگرای تندرو خیلی خوشحالند از اینکه ایشان اعتبارش را از دست بدهد، خیلی خوشحال اند از اینکه ایشان هیچ اعتباری نداشته باشد، خیلی خوشحالند از اینکه تعداد کسانی که ابراز و احساس پشیمانی می کنند منظما رو به ازدیاد برود ولی جایی که من با شما اختلاف نظر دارم این است که با صحبت هایی که قبل از مصاحبه هم داشتیم شما به نظر می رسد که معتقدید حالا اسمش را شبه کودتا بگذاریم که یک شبه کودتایی از سوی بعضی از جریانات تندرو علیه دولت آقای روحانی به راه افتاده و قصدش زمین گیر کردن دولت آقای روحانی است و حداقلش این است که اگر دولت زمین گیر هم نشود به مردم نشان داده شود که دولت آقای روحانی هیچکاره هست. یعنی شما یک چنین نظری دارید.

تندروها مي‌خواهند دولت بي‌اعتبار شود / صادق زیباکلام

کم نیستند کسانی که فکر می کنند جریان بی اعتبار ساختن قوه مجریه، جریان بی اعتبار ساختن دولت در نزد افکار و اذهان عمومی خیلی هم به نظر نمی رسد که تصادفی بوده باشد و به نظر می رسد که قصد و غرض و تعمدی در کار است که تعمدا دولت اینگونه ظاهر شود.

فکر کنم اینجا من با شما اختلاف نظر دارم. من اعتقاد دارم یک بخش از آنچه شما می گویید و مشاهده می کنید درست است که جریان تندرو بسیار بسیار خوشحال و مسرور است و از اینکه روزبه روز از اعتبار آقای روحانی کاسته شود، حظ می کند. من این را قبول دارم. ولی اینکه تعمدا دارد برنامه ریزی می کند، سناریویی است یا به قول شما شبه کودتایی است یا سنارویی است جهت اینکه تعمدا این مساله صورت بگیرد اینجا است که من با شما اختلاف نظر دارم. ضمن اینکه حاصلش یکی هست. یعنی هم من و هم شما معتقدیم که دولت به سرعت دارد بی اعتبار می شود. دولت به سرعت دارد به حالت اینکه هیچ کاره است و به نقطه بن بست رسیدن، نزدیک می شود. تفاوت من با شما فقط این است که شما معتقدید این کار دارد تعمدا از سوی جریانات تندرو صورت می گیرد ولی من اعتقاد دارم که در این کار تعمد و قصد و غرضی نیست بلکه یکسری جریانات سیاسی و تحولاتی بوده که نهایتا به اینجا ختم شده است است.

بخشی از تحلیلگران سیاسی براین نظر اتفاق دارند که تندروهای اصولگرا و دلواپسان ذره ای از کارشکنی در راه دولت کوتاه نیامده اند. بعضی دیگر اعتقاد دارند که سهم دولت

یعنی شما معتقدید تصادفی این اتفاق افتاده؟

حالا من اسمش را تصادفی نمی گذارم ولی ببینید به عنوان نمونه به عنوان مثال، اعتقاد دارم خود آقای روحانی هم در اینکه دولتش بی اعتبار شده، کم تقصیر نداشته. یعنی آیا من به آن توطئه ای که شما معتقدید که یک شبه کودتا دارد علیه ایشان شکل می گیرد، اعتقاد نیستم؟ جهت اینکه من اعتقاد دارم خود آقای روحانی هم در اینکه دولتش به این نقطه سقوط کرده، بی نقش نبوده است.

جدا از عملکرد مسائلی اتفاق می افتد که به نظر تعمد و قصد و غرضی در کار هست. به عنوان نمونه همین آخرین داستانی که اتفاق افتاد و مساله تلگرام. مشخص بود که یکی از اهداف فیلترکردن خبر رسان تلگرام درحقیقت این است که به مردم نشان داده شود که دولت هیچ کاره است یا وضعیتی که در برجام دارد به وجود می آید و اینکه روحانی مقصر بوده، به خاطر مذاکرات، به خاطر توافق هسته ای و به خاطر برجام.

تندروها مي‌خواهند دولت بي‌اعتبار شود / صادق زیباکلام

روحانی به ما در رابطه با برجام دروغ گفت. یا فرض بفرمایید مساله ارز که مشکوک است که ظرف قریب به دو ماه ارز نزدیک به4 هزار تومانی به ارز 7 هزار تومانی برسد! آیا شما به عنوان یک تحلیلگر سیاسی و به عنوان یک استاد علوم سیاسی، تعمد و دست های پنهانی در اینکه عملا دولت را می خواهند زمینگیر کنند، نمی بینید؟

می رسیم به همان اختلاف نظری که داریم. تفاوت من با شما این است که هر دو در اینکه دولت آقای روحانی ظرف 6، 7 ماه گذشته به شدت اعتبارش را از دست داده و کسر قابل توجهی از آن 24 میلیون احساس می کنند که سرشان کلاه رفته و از اینکه به آقای روحانی رای دادند، پشیمانند. اساسا از اینکه در انتخابات شرکت کردند، پشیمانند و نقش بنده و امثال بنده را یک جورهایی بازارگرم کن جهت انتخابات می دانند و صراحتا هم می گویند که شما به هرحال یک جورهایی به نظام وابسته هستید که مردم را پای صندوق ها بیاورید. یعنی تا این حد بی اعتمادی وجود دارد که به عملکرد آقای روحانی برمی گردد.

من این را قبول دارم. منتها ببینید! جایی که من با شما اختلاف نظر پیدا می کنم در اینجاست که شما می گویید یک جریان خزنده و نیمه پنهان یا جریانات تندرو تعمدا در جهت بی اعتمادی ایشان حرکت می کند. من اعتقاد دارم نصفی از آنچه شما می گویید، درست هست. یعنی جریان تندرو از اینکه اعتبار آقای روحانی اینگونه سقوط کرده، خیلی خوشحال هست. چون آینده را از آن خودش می بیند. جریان تندرو می داند که با همین زاویه و شیب اگر جلو برویم، کسر قابل توجهی از مردم نه تنها در انتخابات 1400 شرکت نخواهند کرد بلکه سال آینده در انتخابات مجلس شورای اسلامی هم خیلی از کسانی که طرفدار جریان تندرو نیستند، در انتخابات شرکت نخواهند کرد. بنابراین تندروها سال آینده در انتخابات مجلس براحتی پیروز خواهند شد چون خیلی ها در انتخابات شرکت نمی کنند. خیلی از کسانی که در اسفند 94 آمدند و در انتخابات مجلس دهم شرکت کردند، دیگر شرکت نخواهند کرد. جهت اینکه یادتان باشد آن پشیمانی و سرخوردگی که نسبت به آقای روحانی به وجود آمده به مقدار خیلی بیشتری یا حداقل به همان میزان در مورد فراکسیون امید هم به وجود آمده.

در مورد محمدرضا عارف هم به وجود آمده. در مورد اینکه آیا ما به فراکسیون امید و نامزدهای لیست اعتدال و امید رای دادیم و اینها ظرف 4 سالی که در مجلس بودند، چکار کردند؟ این را من قبول دارم که جریان تندرو هم از بی اعتباری فراکسیون امید در مجلس و هم از بی اعتباری آقای روحانی استقبال می کند. چون بی اعتباری این جریانات یعنی اینکه آنها با اقلیتی که دارند به آسانی هم مجلس و هم قوه مجریه را می گیرند. منتها ببینید! جایی که من با شما اختلاف نظر پیدا می کنم این است که آیا این بی اعتباری را یک جریان تندرو آمده طراحی کرده و به اجرا گذاشته؟ یعنی آن جریان تندرو می دانسته که اگر خبر رسان تلگرام فیلترینگ شود چه ضربه ای به دولت آقای روحانی وارد می شود بعد خواسته که این لطمه وارد شود و خبر رسان تلگرام را فیلتر کرده است؟ جریان تندرو در اینکه اوضاع ارز به این صورت دربیاید نقش داشته؟ و خیلی از چیزهای دیگری که می گویید باعث بی اعتباری دولت آقای روحانی شده. جایی که من با شما اختلاف نظر دارم، دقیقا اینجاست که آیا ما می توانیم بگوییم که یک اتاق فکری در جایی است و به وسیله تندروها دارد هدایت و اداره و برنامه ریزی و سازماندهی می شود و خلاصه کلام هدفش هم همین است که دولت روحانی را به اینجا بکشاند. من اعتقاد دارم چنین اتاق فکری وجود ندارد. ضمن اینکه باز با شما هم عقیده هستم که جریان تندرو بسیار خوشحال است از اینکه روحانی دارد بی اعتبار میشود. من حتی یک قدم هم بالاتر می آیم. من اعتقاد دارم جریان تندرو ظرف دو سال گذشته اول که شاهد بودیم چقدر با مذاکرات هسته ای مخالف بود. بعد که توافق هسته ای در تیرماه 94 صورت گرفت، من اعتقاد دارم که جریان تندرو جهت اینکه هرگز یک وقت تنش زدایی و نزدیکی بین کشور عزیزمان ایران و آمریکا به وجود بیاید، هر آنچه که در چنته داشت و هرآنچه که می توانست و هر سنگ و کلوخ و تیغ و تیشه ای که می توانست در سر راه برجام انداخت.

یعنی این فقط ترامپ نیست که علیه برجام شمشیر از رو کشیده. نه! تندروهای خودمان هم از روز اول به هیچ وجه اجازه ندادند که برجام یک نفسی بکشد و به اشکال متفاوت تلاش کردند که برجام ناموفق شود. چون موفقیت برجام باعث موفقیت دولت آقای روحانی و محبوبیت آقای روحانی می شد. ولی این فقط مسئله تندروها با برجام نبود. مسئله دیگرشان این بود که در حقیقت این خطر وجود داشت که یک جور تنش زدایی و نزدیکی بین کشور عزیزمان ایران و آمریکا به وجود بیاید. البته این خیلی به بحث ما مربوط نمی شود ولی می خواهم بگویم که اصولا تندروها از هر چیزی که باعث بی اعتبار شدن دولت آقای روحانی شود، کاملا و به شدت استقبال می کنند منتها همه اش این چیزهایی که باعث بی اعتباری دولت آقای روحانی شده، نقشه و طرح تندروها نبوده. بخش دیگرش هم ناشی از عملکرد خود آقای روحانی بوده است.

شما در مجموع بزرگترین اشکال، نقطه ضعف و ایرادی که بخشی که مربوط به عملکرد آقای روحانی می شود را در کجا می دانید؟

من فکر می کنم دولت دوم آقای روحانی و رویکرد شخص ایشان در دولت دومشان از اوایل تشکیل دولتشان و حتی قبل از آن هست. بزرگترین اشکال آقای روحانی این بود که آقای روحانی تلاش کردند که یک جورهایی اصولگرایان و تندروها را خیلی نگذارند که از دست خودشان ناراحت شوند. بنابراین در چینش دولتشان نگذاشتند که کردها و اهل سنت و زنان وارد شوند. به رغم اینکه می دانستند هم کردها و هم اهل سنت حدود 70، 80 درصد آرایشان به آقای روحانی بود ضمن اینکه درصد بالایی از آن 24 میلیون زنان بودند. معذالک شاهد بودیم که آقای روحانی، زنان، کردها و اهل سنت را وارد کابینه ارزش نکردند.

من اعتقاد دارم این کار را نکردند که به جریان تندرو امتیاز و چراغ سبز نشان دهند. در چینش بعدی آقایانی که وارد کابینه شدند، ایشان اصراری نداشتند که اشخاص آشنا شده است و موجه اصلاح طلب وارد دولتشان شوند. در گام بعدی جهت استانداران، فرمانداران و چینش زیرمجموعه دولت اصراری نداشتند که دست به عوض کردن و تحول جدی بزنند. تا حدود زیادی مماشات کردند. یعنی با مجلسی ها و اصولگرایان راه آمدند و حتی با تندروها و ائمه جمعه راه آمدند و ابایی نداشتند از اینکه کسانی که اینها به عنوان فرماندار و استاندار یا مدیر دانشگاه می خواهند در حقیقت وارد بدنه دولت کنند. منتها ببینید؛ اشتباه هولناک آقای روحانی که خیلی های دیگر در این مملکت هم این اشتباه را می کنند و از جمله آقای ظریف هم این اشتباه را می کند این است که فکر می کنند با امتیاز دادن به تندروها و با عقب نشینی در برابر تندروها این پرسشها حل می شود. به عنوان نمونه اینکه فرض بفرمایید آقای روحانی فلان موضع گیری تند را درمورد آمریکا بکند یا فلان ناسزا را به عربستان یا آقای ترامپ بگویند و علیه آمریکا خط و نشان بکشند. آقای روحانی و آقای ظریف در اینجا احساس می کنند که تندروها از سر تقصیراتشان می گذرند و دوستشان می شوند. ولی نه، نه! به هیچ وجه.

دیدیم که آقای ظریف یک مقدار که مطابق میل تندروها صحبت نکرد، همین یک هفته، 10 روز پیش بود که یکی از روزنامه های تندرو به ایشان حمله کرد و گفت که دیپلماسی انقلابی به کنار، شما دیپلماسی معمولی هم بلد نیستید. یعنی به کسی که سه دهه در دستگاه دیپلماسی ماست اینطوری تاخت. این نشان می دهد که تمام عقب نشینی هایی که آقای ظریف کرده بودند و تمام نان را به قیمت تندروها خوردنی که آقای ظریف در این 4، 5 سال گذشته انجام داده بودند، چقدر بی حاصل و بی نتیجه بود و به هیچ وجه تندروها نظر مساعد و مثبتی نسبت به آقای ظریف ندارند.

این اشتباه را آقای روحانی هم به دفعات مرتکب شدند و جلوی تندروها عقب نشینی کردند. آنچه که به خیر و صلاح مملکت، کشور و منافع ملی بوده را قربانی به دست آوردن دل تندروها کردند ولی نه دل تندروها را به دست آورند که باعث شده است 24 میلیون از ایشان فاصله بیشتری بگیرند. حکایت آقای روحانی حکایت از اینسو رانده و از آنسو مانده هستند. ایشان نتوانستند دل تندروها را به دست بیاورند و هر یک عقب نشینی که کردند جهت اینکه از تندروها دلبری کند، 24 میلیون را از دست دادند. من فکر می کنم این مساله و مسئله اساسی بوده است.

پس به کل شما رد می کنید که یک جریان نه شبه کودتا که شرکت یافته دارد دولت را بی اعتبار می کند.

بله، من این را واقعا قبول ندارم. ولی ببینید! یک توصیه دیگری که خیلی جدی است اینکه بسیار خوب! اینجا خطابم به تندروهاست: بسیارخوب! دولت آقای روحانی بی اعتبار شد. بسیار خوب! کسر قابل توجهی از آن 24 میلیون از اینکه آیا پای صندوق رفتند و به آقای روحانی رای دادند، پشیمان شدند. ولی چیزی که تندروها نمی خواهند بدانند این است که آنها دارند شاخه ای را می برند که خودشان هم نشسته اند. یعنی آنها درحقیقت روحانی را بی اعتبار نمی کنند بلکه آنها دارند صندوق رای وزارت کشور را بی اعتبار می کنند. با چه رویی و چگونه آدم می تواند در تخم چشم مردم کمتر از دوسال دیگر نگاه کند و بگوید که بیایید بیایید در انتخابات شرکت کنید. حالا انتخابات مجلس به خاطر مسابقه های محلی، قومی و قبیلگی اش خیلی ها شرکت می کنند. ولی واقعا با چه رویی؟ من هرچه فکر می کنم من واقعا با چه رویی می توان در 1400، حالا اگر عمری باقی بود بروم به مردم بگویم باز دومرتبه بیایید رای دهید و در انتخابات شرکت کنید؟ این لطمه و ضربه ای که تندروها جهت بی اعتباری دولت دارند به خرج می دهند، به نظر من بیشترین لطمه و بیشترین ضربه را به صندوق رای وزارت کشور وارد می کند.

درست است در بلندمدت جهت تندروها خیلی خوب است که قوه مجریه اعتبارش را از دست بدهد. ولی چیزی که تندروها نمی خواهند بدانند این است که تنها بخشی از نظام که انتخابی باقی مانده، همین قوه مجریه هست. بخش های دیگر نظام تمام انتصابی هستند و اعتبار داخلی و بین المللی نظام درحقیقت به همین رفتن مردم پای صندوق هر چهار سال برمی گردد و رای دادن که آن را هم بدبختانه تندورها دارند از بین می برند و این فاجعه ای است که دارد اتفاق می افتد. چون با همینطوری با همین شیب که داریم جلو می رویم هیچ جور دیگر نمی توانید مردم را راضی کنید و وعده دهید که در 1400 پای صندوق بروند. از این جهت تندروها خیلی هم بدشان نمی آید که بگویند به جهنم که مردم پای صندوق نمی روند آن 16 میلیون خودمان که به آقای رئیسی رای دادند، می روند.

حالا 3، 4 میلیون کمتر یا زیاد در نتیجه سرخوردگی از روحانی از آن 24 میلیون هم پای صندوق می روند و خوب هست، خیلی عالی است که نامزد مهم اصولگرایان با 20 میلیون رای در انتخابات پیروز می شود. حالا یا دومرتبه خود آقای رئیسی می آیند یا آقای قالیباف و یا یک صورت و شخصیت اصولگرا می آید و کسر قابل توجهی از بدنه اجتماعی طرفدار اصلاحات در انتخابات شرکت نمی کنند و می گویند چه فایده ای دارد که در انتخابات شرکت کنیم؟ و دومرتبه هم قوه مجریه دست اصولگرایان می افتد و هم قوه مقننه. قوه مقننه سال آینده دستشان می افتد و قوه مجریه هم تا 1400 دستشان می افتد.

منتها با چه بهایی؟ به بهای اینکه نارضایتی، سرخوردگی، زیاد و زیاد می شود و آنچه که تندروها نمی خواهند ببیند مصالح و منافع بلندمدت کشور و نظام است که اینطوری دارد تقلیل می رود، آب می شود و تندروها متاسفانه نگاهشان فقط و فقط، نگاه کوتاه مدت به قدرت هست. همین قدر که حالا فعلا قوه مجریه و قوه مقننه را داشته باشند. همین قدر که فعلا قدرت را داشته باشند، به نظر می رسد همین برایشان کافی است و کفایت می کند. حالا اینکه 5، 10 یا 20 دیگر که بالاخره ما نیستیم، ولی کشور هست، کشور عزیزمان ایران هست، نظام است و باید بماند، چه خواهد شد؟ نمی دانم، خیلی به نظر نمی رسد که برایشان اهمیت داشته باشد.

ممنونم از شما.

منم از شما ممنون.

آرمان

واژه های کلیدی: اعتبار | انتخابات | حسن روحانی | از اینکه در | دولت روحانی | انتخابات مجلس | انتخابات مجلس دهم | انتخابات مجلس شورای اسلامی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs